سلاله - 3
شما اگه جای من بودید چه کار می کردید ؟
۱- سر یک سفره یک متری که فقط سه نفر آدم سرش جا می شن لیوان ها رو هم باید گذاشت بیرون سر سفره وقتی داری از ظرف غذا بر می داری مادر شوهرت ظرف را از دستت بگیره و تعارف کنه به شوهرت ....بعد که تو از سر سفره بلند می شی و به هوای بچه غذات رو نمی خوری و تازه هیچی هم نمی گی یه دقیقه که از شوهرت دور می شی به شوهرت بگه : وا چرا زنت این جوریه یه هو اخلاقش عوض می شه من که چیزی بهش نگفتم (با اشک و غم و اندکی گریه) و شوهرت بیاد بگه وا تو چرا این جوری هستی
۲- بعد از چند ماه دست درد می ری دکتر و بهت میگه به خاطر کار زیاد تاندون دستت در رفته و باید آمپول بزنی و یک ماه هم تو گچ باشه ... وقتی با درد زیاد از جا انداختن و آمپول می یای خونه مادر شوهرت میگه: تو خونه بابامون ۷ تا بچه بزرگ کردیم ۳ تا هم بچه خودم رو بزرگ کردم... بچه های شما رو هم دارم نگه می دارم این اداها رو در نیاوردیم...
۳ -روروءک بچه تو رو بذاره دم در بگه اینو ببر بذار انباری تون بعد بره روروءک بچه دخترش رو بیاره بچه تو رو بذاره توش
۴-وقت خرید خونه باهاتون بیاد محضر که یه وقت شوهرت خونه رو به نامت نکنه در حالی که قسط هاش رو تو داری میدی
۵-بره همه جا بگه این همه حقوق حقوق می کنه چیزی هم نمی ده که یه قسط ماشینه که اون هم همش دست خودشه
لازمه بگم : ماشین به نام من نیست قسط هاش رو من می دم هر وقت دست من باشه همسرم هر جا باشه میرم دنبالش و در ضمن من یک بار در مورد حقوقم حرف نزدم حتی همسرم نمی دونه حقوق من چه قدره
۶- تو عید که مریض شده بود همسرم رو صدا می کنه که من ببر دکتر ... همسر ازش می گیره به دنبالش من و دختر می گیریم در حالی که دختر مریض است به همسر می گه بیا خواهرت و بچه اش را ببر دکتر
فعلا همین ها رو بگید تا بقیه اش .... دستم درد گرفت دیگه...
راستی نوروزتون مبارک سال خوشی داشته باشید