شادی-5
اینطوري نميشه. من اول بايد مشکلم رو با شماها حل کنم.
من در نهايت بدحالي با کلي دردسر مقدار زيادي از کارهاي خودم رو عقب انداختم که ارميا رو ببرم بابل تا خانوادهي حسين ببيننش. چون ماهها بود نديده بودنش و دلشون خيلي تنگ شده بود و مسلما بردن ارميا به بابل بسيار آسونتر از اينه که سه تا خانواده بيان مشهد. پس مسئله اين نيست که من نميخوام ارتباط ارميا با خانوادهي پدريش قطع بشه. اما مهم اينه که پدر و مادر ارميا من و حسين هستيم و بچهي ما بايد مطابق اصول ما مخصوصا من بزرگ بشه چون عموما پدرها (يا حداقل حسين) زياد خودش رو درگير مسائل جزئي مربوط به ارميا نميکنه و من به اين امور رسيدگي ميکنم. خب، طبيعيه که در طي بزرگ کردن بچه به هيچ عنوان نميشه عوامل نامطلوب بيروني رو به طور کامل حذف کرد. مثل بچههايي که در مدرسه هستند، آدمهاي مخربي که در اجتماع وجود دارند يا حتي دلسوزي بيش از حد اطرافيان! اگر عدم مراعات اين اصول از طرف مادرشوهر من هم در حد طبيعي بود، من با اين مسئله مشکلي نداشتم. با وجودي که بارها تکرار کردم اما بازهم شما طوري برخورد ميکنيد که احساس ميکنم اصلا متوجه منظور من نميشيد. خانمهاي محترم! مادرشوهر من به طور بيمارگونهاي دوست داره تسلطي همه جانبه در بعضي از وجوه زندگي بچههاش و نوههاش داشته باشه. من نميدونم چرا شما متوجه اين حالت غيرعادي در مادرشوهر من نميشيد؟!!! آيا اين طبيعيه که مادري دلش نخواد حتي دخترش براي نوهاش لباس بخره و حق لباس خريدن بايد منحصرا در اختيار مادرشوهر من باشه؟ طبيعيه که تمام پولهاي توجيبي نوهها بايد زير نظر مادرشوهر من باشه و کسي بدون اجازه پول توجيبياش رو خرج نکنه؟
آیا طبيعيه که تنها مواردي که در مورد مراسم ازدواجم از من نظرخواهي شد لباسم بود؟ و بقيهی مراسم طوري برنامهريزي شد انگار که مادرشوهرم ميخواد دوباره عروس بشه؟ البته بنابه اصرار بيش از حد من و درنظر گرفتن اين مسئله که يکي از دوستان حسين عضو گروه ارکستري بود که در مراسم عروسي برنامه اجرا ميکردن، ارکستر هم اوردن. من اينقدر منصفم که در اوج ناراحتي در مورد مراسم عروسيم بگم مادرشوهرم واقعا نميخواست به من بياحترامي کنه! فقط نميتونست جلوي خودش رو در تسلط همه جانبه بر مراسم عروسي پسرش بگيره. مادرشوهر من حتي مراسم عروسي يکي از خواهرشوهرهام رو هم خودش برگزار کرد که براي من بسيار عجيب بود اما وقتي نحوهي برخوردش رو ديدم، متوجه شدم براي اينکه برگزاري يک مراسم رو به نحوهي دلخواه خودش از دست نده، حاضر شده خودش هزينهي مراسم رو به عهده بگيره! البته از اونجايي که من هم آدمي نيستم که بتونم تحمل کنم کسي اينطوي رو مسائلي که مربوط به منه کنترل داشته باشه و مادرم هم دوست داشت براي عروسي مراسمي مطابق سليقهي خودمون داشته باشيم (متوجه هستيد که!!)، همون زمان خواستگاري گفت که براي اينکه مشکلي پيش نياد ما يک جشن براي مهمونهامون در مشهد برگزار ميکنيم، شما هم براي مهمونهاي خودتون تو بابل جشن بگيرين. نتيجه اينکه با دو جشن با اختلاف زمان يک هفتهاي برگزار شد و باز هم اسباب ناراحتي شديد تا مدتها براي مادرشوهر من فراهم شد. چون ما تو مشهد مراسمي بسيار مجللتر و با هزينهاي بسيار کمتر برگزار کرديم که به هيچ عنوان قابل مقايسه با هم نبود!
برگرديم به ارميا. آيا اين طبيعيه که مادرشوهر اگه بشنوه دکتر گفته فلان چيز رو به ارميا نديد، حتما بايد به ارميا بده که ثابت کنه از همه (حتي دکتر!!) محقتره که تشخيص بده چي بايد به ارميا بده؟!!!
وقتي ارميا تازه به دنيا اومده بود، من دچار دردهاي بعد از زايمان بودم و تا سه روز وقتي رحمم منقبض ميشد از فرط درد فرياد ميکشيدم. از طرفي شيرم کم بود و ارميا هم هنوز نميتونست درست از سينه شير بخوره و هميشه گرسنه بود. گاهي وقتها وسط حملهي درد در حالي که من داد ميزدم، مادرشوهرم ارميا رو ميگذاشت روي سينهی من و ميگفت، بچه گرسنه است، واقعا دلت مياد بهش شير نميدي؟! شما فکر ميکنيد مادرشوهر من آدميه که ميتونه درست فکر کنه؟!
پ.ن.۱: در مورد اينکه گفته بوديد احساستون از حرفهاي من اينه که هرکسي که اصول من رو نداشته باشه رو در جايگاهي پايينتر از خودم ميبينم، بايد توضيح بدم. بعضي وقتها بعضي از عادتهاي رفتاري محصول سليقهي افراده. مثلا ممکنه يک نفر عادت داشته باشه موقع صبحانه کرهي بادوم زميني و کورنفلکس و شير و غيره بخوره و کسي عادت داشته باشه که نون، پنير، گردو و چايي بخوره. طبيعتا اين مسئلهاي نيست که جايگاه بالاتر يا پايينتري براي افراد به وجود بياره. فقط نشون دهندهي اينه که يک نفر يک صبحانهی سنتي رو ترجيح ميده و يک نفر يک صبحانهي سوسولانه رو! هر دو صبحانه هم از ارزش غذايي نسبتا خوبي برخوردارند. اما کسي رو در موضع بالاتر يا پايينتر قرار نميده. اما بعضي عادتهاي رفتاري محصول ميزان آگاهي افراده. مثلا کسي عادت نداره از مسواک، شونه، حوله، روسري، رژ لب و ساير وسائل شخصي افراد استفاده کنه. اما فرد ديگهاي ممکنه خيلي راحت به طور اشتراکي از اين وسائل استفاده کنه. در چنين مواردي، افراد در دو جايگاه متفاوت از نظر آگاهي قرار ميگيرند و کسي که به اهميت عدم استفادهي اشتراکي از وسائل شخصي واقفه، در صورت قرار گرفتن در موقعيت دوم، بسيار آزرده خواهد شد.
پ.ن.۲: پروانه جان، البته من بچهام رو نميدم تو نگه داري خواهر، اما جون من اون خانم، خانم برادرت نبود؟!!